تبلیغات
شاعر اهل بیت(ع) عبدالله بیگدلی

شاعر اهل بیت(ع) عبدالله بیگدلی

بصیرت رمز عاشورائیان است

دیوانه آن گنبد زردم
آب حرمت شفای دردم

آهوبه پناه صحن قدسم
برمن توببخش هرچه کردم

ای معدن رحمت ومحبت
گرمای بهارفصل سردم

زیباترازاین جمله چه گویم
یاامام رضا(ع)دورت بگردم

نوشته شده در دوشنبه 29 خرداد 1391ساعت 12:00 ق.ظ توسط عبدالله بیگدلی| نظرات ()

بارها گفتم که من یار توام مرا ببخش

یوسف زهرا خریدار توام مرا ببخش

این همه گریه نکن برسر پرونده ما

سالها موجب آزار توام مرا ببخش

به خدا آنچه دلت خواست من هرگز نشدم

درمیان بار، سربار توام مرا ببخش

من روایات گلستان دعا را خواندم

درگلستان دعا خار توام مرا ببخش

باچه رویی ازبرای فرجت دعا کنم

چون که من خود گره کار توام مرا ببخش.




علم عشق علی برسرهرکوچه به پاست

قنفذی بهرزدن درپس دیوارخفاست

اولین مُهرکه برمِهرو ولای توزدند

جای دستی ست که برآن صورت نیلی پیداست

این همه ظلم عیانی که برشیعه بحرینی رفت

ارث مظلومیت مادرمظلومه ماست

تازیانه زدن وحمله مردانه به زن

عادتیست که ازفدک مادرسادات به جاست

تانیایدمهدی آن منتقم خون خدا

کشتی شیعه مظلوم به طوفان بلاست

باهمان دست ورم کرده دعایی بنما

یوسف غائب تومضطرومحتاج دعاست


نوشته شده در سه شنبه 2 خرداد 1391ساعت 08:44 ق.ظ توسط عبدالله بیگدلی| نظرات ()

یا فاطمه زین غصه حیدر راتوکشتی

ازدست وبازویت به من چیزی نگفتی

تازنده ام شرمنده ام، شرمنده ام یاس کبودم

من تازه فهمیدم چراشبها نخفتی

 

************************************

 

بنشینید پای روضم ببارید آروم آروم

بشین هم ناله با دردودل آقای مظلوم

چندماهه که خونش سوت وکوره واسه خانوم

تموم ماجرا از درب سوخته میشه معلوم

 

************************************

خوشی دیگه حرومه          یه عقده توگلومه

به بابامون می خندن         میگن کارش تمومه

 

**************************************

 

تاتوباشی خونه ی مابی سروسامون نمی شه

تاتوباشی دیگه علی بی کس وحیرون نمی شه

تاتوباشی موهای من دیگه پریشون نمی شه

تاتوباشی سلام بابا بی جواب نمی مونه

تاتوباشی  داداش حسن توعذاب نمی مونه

تاتوباشی شباحسین بدون آب نمی مونه

 

 

داره غسل می ده مادروبابا پیش چشامون

نمی ذاره بیاد بالا صدای گریه هامون

آروم آروم ترک برمی داره بغض صدامون

دیگه هیشکی نمی شه مثل مادرم برامون

 

 

بابا توروکفن کرد         حسین تکیه به من کرد

ولی خدامی دونه          کوچه چه باحسن کرد

 

آخه حسن        توکوچه هاخودش عصای مادره

باگریه گفت     بیابیا راه خونه ازاین وره

آروم بگیر      حسن خودش توروتاخونه می بره

خونه ی ما      بی گل یاس دیگه معطرنمی شه

اسماء دیگه     بی مادرم گلوی ماترنمی شه

هرچی به ما   غذابدی دستپخت مادرنمی شه

 

وقتی اون دست زخمیشوآروم آروم بالابرد

دیدم چندتاکفن ازتوی اون بغچه درآورد

خودش مادربرام دونه دونه اونارومی شمرد

وقتی سهم شد بغضشوتوی گلوخورد

دیدم که درمیاره

یه پیراهن پاره

مادرباگریه می گفت

حسین کفن نداره

 

 

غصه نخور    توکربلاخودم میام بالا سرت

غصه نخور   مگه می ذاره تنهاباشی مادرت

غصه نخور   خودم مادرمی شم برای اصغرت

 

 

توی غوغای محشرایهاالناس

میام باگریه و باشور واحساس

برا هرکی که گفته یارقیه

میارم با خودم دستای عباس

 

 

میدونم قلب پاکت حیدریه

روی سینت مدال نوکریه

خودم دادم اجازه گریه کن شی

می خواستم تا بگن این مادریه

 

پرکبوترا پرازغباره

آخه غریب من حرم نداره

نمی ذارم عذاب بشه اونی که

برای حسنم کم نمی ذاره


نوشته شده در سه شنبه 5 اردیبهشت 1391ساعت 12:46 ق.ظ توسط عبدالله بیگدلی| نظرات ()


 

آنکه درسوره ی توحید فنا بود تویی

گوهرعصمت وانوارهدی بود تویی

آنکه چون وقت اذان یاد پدرمی کردی

خلوت خانه ی اوگریه سرا بود تویی

آنکه با پای ورم کرده به هنگام سحر

بهرهمسایه به تسبیح ودعا بود تویی

گرچه ازسلسله آدم وحوّا هستیم

آنکه از روز ازل مادرما بود تویی

من زلولاک مقام توکمی فهمیدم

به حقیقت آنکه مقصود خدا بود تویی

هیجده ساله زنی کزستم آل زِنا

پیش چشمان علی دست به عصا بود تویی

بعداز آن غنچه ی شش ماهه که پرپر کردند

اولین کشته که درراه  ولا بود تویی

سینه ی سوخته ومیخ دروغنچه ی تو

آنکه برسختی تقدیررضا بود تویی

مادرکشته ی صدیاره ی بی غسل وکفن

که سرازپیکرصدپاره جدا بود تویی

اولین مستمع مجلس پرفیض حسین

هرکجاکه علم روضه به پابود تویی.


نوشته شده در سه شنبه 5 اردیبهشت 1391ساعت 12:43 ق.ظ توسط عبدالله بیگدلی| نظرات ()

بیا تا درد ودل کنیم گریه کنیم زغصه ها
من از مدینه میگم و توماجرای کربلا
درشب بی کسی ما ستاره تا سحر نزد
براکمک به مادرم حتی پرنده پر نزد
بابام علی کاری نکرد غریبونه یه جا نشست
یه نانجیب به درزدو پهلوی مادرُ شکست
تاآخرین نفس مادراز حمایت از ولی می کرد
هزارتامحسن اگه داشت فدایی علی می کرد
ازآتیش درخونه شدم بامادرم کباب
اماکسی به تو نداد تو کربلا یه قطره آب
من پشت در با مادرم موندم به زیر دست وپا
توپیش چشم مادرت رفتی به روی نیزه ها
تومادرت تو خیمه ها من مادرم به پشت در
مادرتوچشم به راه مادرمن شکسته پر
ماهی تشنه داداش لباتو برهم میزنی
باخنده عاشقونه آتیش به عالم میزنی
اما تو آغوش پدر گلوی من پاره نشد
خواهر من تو مدینه بی گوش وگوشواره نشد
خون منو تو میگیره دامنشوتو عاقبت
وقتی خدا سوال کنه بای ذنب قتلت
عمو توکه تو مدینه یه سینه کوه غم داری
دلم میخواد به من بگی آخه کجا حرم داری
تامادرم بی حرمه از من نپرس قبرت کجاست
قبرمنو مادر من تو سینه گریه کناست
راستی تو ای گل داداش کجا مگه گهوارته
که میبینم کل زمین دیونه وبیچارته
خونه من توجنتی،به اسم بین الحرمین
تو یک ضریح شش گوشه رو سینه بابام حسین
خوش به حالت که شش ماهی روشونه های یاس بودی
یاروی دستای حسین یادستای عباس بودیی
من که اجل امون نداد باشم کنار خواهرم
تابکشه داداش حسن دست نوازش رو سرم
خوب شد نبودی ای عمو غربت بابا ببینی
گریه عمه زینبو تودل صحرا ببینی
خوب شد نبودی ای عمو که دیگه باباجون نداشت
وقتی دیدم صورتشو روصورت اکبر گذاشت
خوب شد نبودی ای عمو تامشک ساقی پاره شد
دست به کمر گرفت بابا خودم دیدم بیچاره شد
آهی کشید غریبونه کنار عباسش نشست
باگریه وباناله گفت الان دیگه پشتم شکست

نوشته شده در شنبه 2 اردیبهشت 1391ساعت 04:54 ب.ظ توسط عبدالله بیگدلی| نظرات ()

ای کران بی کرانها یاامیرالمومنین
نور کل کهکشانها یاامیرالمومنین
پیش از آدم بودی وعبدخدابودی علی
ای فراسوی زمانها یاامیرالمومنین
جان موسی،روح عیسی،نوح وابراهیم تویی
سرپیداونهانها یا امیرالمومنین
عبدود بازیچه شمشیر برق آسای توست
پهلوان پهلوانها یا امیرالمومنین
لافتی الاعلی لاسیف الاذوالفقار
حک شده درآسمانها یا امیرالمومنین
کیست غیرازتو که خوابد جای پیغمبر شبی
ای قبول امتحانها یا امیرالمومنین
کوه تا برهیبت روی شما کردی نظر
شعله زد آتش فشانها یا امیرالمومنین
آمدیم بر کشتی عشق تو گفتیم یا علی
تاکشیدیم بادبانها یا امیرالمومنین
شیعه چون کوه ایستاده کی بلرزاند عدو
کوه را بااین تکانها یا امیرالمومنین
درمدینه کاش ازایران سلمان می رسید
لشکری از سینه زنها یاامیرالمومنین
شدفدایت فاطمه در کوچه های بی کسی
تابماند برزبانها یا امیرالمومنین
جزغلامی شمااصلا چه دارد ارزشی
این مدال و این نشانها یا امیرالمومنین
می شوند سیراب از کوثر به دست مرتضی
سینه زنها،روضه خوانها یاامیرالمومنین
جان زهرا کن عنایت یک برات کربلا
تارویم با کاروانها یا امیرالمومنین

نوشته شده در جمعه 1 اردیبهشت 1391ساعت 04:41 ب.ظ توسط عبدالله بیگدلی| نظرات ()

گریه های هرشبم دیگه به آخر نمیاد
آخه از خونه ما صدای مادر نمیاد
كاش میشد مادرمن دنبال بابا نمی رفت
میون این همه نامرد تك وتنها نمی رفت
دشمنای كینه توز زورشونو محك زدن
میون كوچه غم مادرمو كتك زدن
دیگه از ابر محبت نم بارون نمیاد
بابا حیدر توی خونه شادوخندون نمیاد
بچه ها بیاین برا مادرتون دعاكنید
اون خودش دعا میگه آمینشو شما بگین
تودل شكسته ام گفتم فقط خدا كنه
یه بارم شده مادر برا خودش دعا كنه
دستای لرزونشو اشاره كرد به آسمون
گفت خدای مهربون مرگ منو زود برسون
مادرم به من می گفت دختركم،نوردوعین
كربلا یادت نره جون تو وجون حسین


نوشته شده در پنجشنبه 31 فروردین 1391ساعت 12:27 ب.ظ توسط عبدالله بیگدلی| نظرات ()
برچسب ها: وبلاگ عبدالله بیگدلی وبلاگ عبدالله بگدلی شعرهای عبدالله بیگدلی

گوشه چشم تو علاج دل آلوده ماست

پس بیا حالا که بیمار توام مراببخش

صبرایوب ندارم جوریعقوب کشم

خسته از غیبت بسیار توام مرا ببخش

تابه اینجای غزل اگر نبخشیده ای ام

مست چشمان علمدار توام مراببخش

نوشته شده در سه شنبه 16 اسفند 1390ساعت 10:59 ق.ظ توسط عبدالله بیگدلی| نظرات ()

من همان برگ خزانم توبهاری چه کنم

توگل نرگس من بوته خاری چه کنم

همه ازخویش برانندمراآسان است

گربگویی که مرا دوست نداری چه کنم

بوسه ای از کف پای توشده حسرت من

وقت مرگم به رخم پانگذاری چه کنم

نوشته شده در سه شنبه 9 اسفند 1390ساعت 03:33 ب.ظ توسط عبدالله بیگدلی| نظرات ()

 

دانلود


نوشته شده در دوشنبه 8 اسفند 1390ساعت 09:51 ب.ظ توسط عبدالله بیگدلی| نظرات ()

آقابرای یاریَت کسی به درنمی زند

نیادراین خرابه ها پرنده پر نمی زند

 

چقدربادعای عهدلاف زدیم برای تو

آبادان آمارش ازمابیشترنمی زند

مشهدی عباس که براخط امام جان می داد

امروزبه ریشه نفاق دیگرتبرنمی زند

 

بعدازامام خیلی ها  سیاه و یا سفید شدند

این روزها بهرام حیف که گوره خرنمی زند

 

گفتندکه قرآن خدانوشته بشربوَد

آخرمنافق حرفی ازاین بهترنمی زند

 

آن سیدی که باعدو برسریک سفره نشست

سینه برای مادرشکسته پرنمی زند

 

پرشده خط مقدم ازاین خودفریفته ها

دشمن به اهل خانه منورنمی زند

 

مگه نگفت آمریکا هیچ غلتی نمی کند

امام هرگزحرف های بی اثرنمی زند

 

قرآن برسرنیزه کرده اند

چراکسی شمشیربه پشتوانه اشترنمی زند

 

صوت قرآن خواندنش تاهفت محله می رود

اماکلامی دردفاع ازرهبری نمی زند

 

خلاصه حرف آخرم بارهبرعزیزمان

دشمن تو روباهکی ست که شیرنرنمی زند

 

اگرچه مخلصان توبه سرشماره اندک اند

سپاهی ازسپاه توقوی ترنمی زند


نوشته شده در دوشنبه 8 اسفند 1390ساعت 10:44 ق.ظ توسط عبدالله بیگدلی| نظرات ()

توحیدچون شعار

رسول اکرم ماست

نام خدای جاوید

نشان پرچم ماست

 

ما زتبارباران

شیعه حیدرهستیم

احمدوآل احمد

رشته محکم ماست

 

ما دانش آموزان ِ

مکتب کربلائیم

هیهات من الذلة

درس محرم ماست

 

خاطره شهیدان

گفت به اهل عالم

شهد گل شهادت

کوثروزمزم ماست

 

شیعه نمی هراسد

زهای وهوی دشمن

انرژی هسته ای

حق مسلم ماست.


نوشته شده در دوشنبه 8 اسفند 1390ساعت 10:43 ق.ظ توسط عبدالله بیگدلی| نظرات ()

مرجع دریافت قالبها و ابزارهای مذهبی
By Ashoora.ir & Night Skin